برچسب: نویسنده: هستی نوروزی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 6:00
اونقدر زلال كه هر آبی در مقایسه با اون كدر و ناصافهمیشه رقص انوار خورشید رو در چشماش به تماشا نشستچشماش اونقدر عمیقه كه میشه از مردمكش سرزمین قلبشو دید زدو اونقدر متوپیایی كه میشه غزل آرامش رو از روی لوح چشماش خوندچشماش ننه سرمای مهربونیه كه برات قصه از گرمای شومینه ی خونه ی وسط جنگل میگههمون كودك بازیگوشیه كه تو رو دنبال خودش به شهربازی پریا میكشونههمون خرگوش زبلی كه تو رو گرفتار سرزمین اسرارآمیز عشق میكنهچشاش خط نانوشته ایه كه خوندنش دل پاك میخواد و سینه ی چاك... اینم سهم من از چالش
برچسب: نویسنده: هستی نوروزی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 6:00
در دستانم گاهی قلم میلرزد و دل نازكش را بر نرمی سخت كاغذ میساید تا نقشی از دل بوسه ای ماندگار بر لبان كاغذ زند...در دلم اما هوا سخت طوفانیست...گاهی طوفان شن و گاهی برف و بوران...با خودم میگویم شاید اگر من خودم بودم آرامشی پایدار بر سرزمین قلبم حاكم می بود اما افسوس كه من هرگز خودم را زیستن را تجربه نكرده ام كه بخواهم بگویم چه میشد اگر خودم میبودم!ای كاش روزی فرارسد كه من و جهان من به سوگ دنیای ترس و احتیاط و غم و دل زدگی بنشینیم و چون هندیان رخت سفید بر تن كنیم و همچو ایرانیان حجله از برای این ج
برچسب: نویسنده: هستی نوروزی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 6:00
برچسب: نویسنده: هستی نوروزی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 6:00
برچسب: نویسنده: هستی نوروزی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 6:00